بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

451

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

در ان حل كنند مقدارى مناسب به كار دارند و اگر در آب جو بنفشه و سفستان جوشيده باشد اصوب بود و اگر قدرى آب عنب الثعلب و آب كاكنج با آن بياميزند اوفق باشد و شيخ گويد كه چنان دوست دارم كه اينجا حقنه بشير خر و خيار شنبر و روغن بادام روغن بشير كنند ضمادى آزموده بگيرند برگ بنفشه و خطمى و كاكنج و عنب الثعلب و جمله اين برگها را بكوبند و قدرى بنفشهء خشك و خطمى خشك را كوفته با مقدارى آرد جو و اندكى بابونه و اكليل سوده با آن كوفته برگهاى تر بسرشند و مىنهند و رعايت ترتيب تدابير چنانچه در ورم معده گفته شده اينجا نيز لازم بود و آنجا كه ورم سرد باشد فصد نشايد كردن و همه محللات در حقنه و ضماد و شربت استعمال بايد نمودن و در تحليل بفراعت بايد كوشيدن و گرسنگى و تشنگى اينجا بيشتر توان فرمودن و اينجا نيز رعايت تدابير بدستورى كه در ورم سرد معده گفته شده است واجب باشد آنجا كه سبب حبس ثقل و باد ورم عضوى ديگر باشد اصلاح آن عضو بدستورى بايد كردن ما دام كه ورم آن عضو كم گردد و طمع محبوس نبايد كردن و خطر مسهل اينجا قربت بدانچه سبقت ذكر يافته واقع بود و آنچه بتدبير التوارى مناسب‌ست آنست كه روده چون پيچيده باشد مريض را بر فراش راست بخوابانند و هر دو پاى او را راست به بالا بردارند و او را نيكو بجنبانند چنانچه رودهاى او بجنبايش درآيد و بجاى بازگردد و درد ساكن شود و بعد كمان رجوع حسوى چرب به دو بخوراند و اگر درد همچنان باقى بود و معلوم نشود كه التوا باقىست يا نه آن هنگام بايد كه به مريض حسوى چرب بخورانند و از پى آن سيماب زنده دو اوقيه بدهند و بفرمايند كه تا گامى چند برود پس بنشانند او را و بدست چرب كرده و شكم و پشت و تهىگاه او را از بالا به شيب كف دست فرومىكشند و او را مىجنبانند تا سيماب برون آيد و يقين گردد كه روده هموار باشد و اگر زيبق بدين نوع بيرون نه‌آيد او را بهر طرف بايد خوابانيدن و گردانيدن و راست نشانيدن و اندك حركت دادن تا برون آيد و بايد كه به آب روده هم به قوت گرانى زيبق وا شود و اگر بدين هم نشود او را نگون بايد داشتن و حركت دادن تا زيبق از حلق او بيرون آيد و اين علاج دشوار گردد و در تمريخ و بدست بجاى برون و زحمت كشيدن و برفق با آن گذرانيدن و در هرچند ساعت باز او را همچنانچه اول گفته شد جنبانيدن و پايها برداشتن چاره نباشد و هرگاه روده بجاى خود بازآيد شكم را باز بايد بستن برفاده همواره مدتها آرميده بودن و از حركت عنيف حذر كردن و آنجا كه فتقى و خرتى باشد و راه را بدستكارى بجاى باز بايد بردن